قسمت 39 بازیرنویس فارسی اضافه شد
ناظم از طریق یک سایت دوست یابی با دختری به اسم نهیر آشنا میشه. وقتی نهیر عکس خودشو میفرسته و ناظم میبینه دختر خیلی خوشگلیه و از اون جوون تره، بخاطر رد زخمی که روی صورتش داره از فرستادن عکس خودش امتناع میکنه ولی بخاطر اصرار های نهیر و ترس از دست دادنش، عکس طارق که یه جوون خوشتیپ و چشم چرونه و از دنیای رنگارنگ استانبول به سدسازی (محل کار ناظم) تبعید شده رو براش میفرسته. نهیر هم از طارق خوشش میاد و یهویی پامیشه و به سد سازی میره و کارها از کنترل خارج میشه…
در حال ورود به سیستم...